Archive for ژوئیه 2009

آیت الکرسی به زبان روسی برای سوار شدن به هواپیماهای روسی!!!…

بچه های زمین، سلام!!!…

نمیدونم چرا امروز یاد همایش «بچه های زمین، سلامافتادم!!!…به صفحه ی فریدون عموزاده خلیلی (دبیر همایش) در Facebook رفتم…چیزی پیدا نکردم، تو google جستجو کردم، نتیجه ی جالبی پیدا نکردم!!!…

اومدم خودم چیزی بنویسم تا شاید اگر از اون 500 نفر دیگه از بچه ها کسی دنبال اثری از همایش گشت اینجا رو هم ببینه و به من هم یه خبری بده!!!…من تمام اخبار و مدارک اون روزها رو نگهداری کردم ولی متاسفانه در دسترسم نیست الان که دقیق بنویسم، شاید روزی اگه از بچه های اون روزها کسی رو پیدا کردم، برم و تمام مدارک رو برای یادآوری خاطرات بیارم بذارم تو بلاگ!!!…فعلا مختصری رو که یادم میاد مینویسم:

از سوی مرکز گفتگوی تمدن ها در سال 1377 برای همایش «بچه های زمین، سلام!» فراخوان داده شد…ارسال مقاله یکی از امکانات شرکت در همایش بود…این همایش قرار بود برای گروه های سنی مختلف برگزار بشه…من مقاله ای درباره ی تاریخ ایران برای معرفی ایران به بچه های زمین نوشتم و به صورت دستنویس ارسال کردم…در زمان برگزاری همایش برای گروه سنی 12-18 سال در مهرماه 1378 من هنوز 12ساله نشده بودم که به عنوان کوچکترین عضو این همایش انتخاب شدم و در همایش شرکت کردم…اینکه آدم هرجا میره به عنوان کوچکترین فرد نگاهش کنن و لپش رو بکشن یه حس دوگانه داره که در کل دوستش داشتم و حالا بعدا دربارش مینویسم…

همایش با پیام كوفي عنان دبير كل سازمان ملل در تالار وحدت تهران آغاز شد… اين همايش به همت مركز بين المللي گفت وگوي تمدنها و با مشاركت يونيسف، هواپيمايي، جمهوري اسلامي ايران، سازمان حفاظت محيط زيست، كميسيون ملي يونسكو ايران، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، شهرداري تهران و سازمان ايرانگردي و جهانگردي برپا شد…

همایش فکر میکنم 3 روزه بود و در روز آخر رییس جمهور سید محمد خاتمی سخنرانی کرد که در جستجوهام در اینترنت فقط متن این سخنرانی رو پیدا کردم که اینجا میذارم امیدوارم اطلاعات بیشتری پیدا بشه یا خودم حوصله کنم و بروز کنم!!!…

متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي در همايش بچه هاي زمين سلام 24/7/1378:

بسم الله الرحمن الرحيم

در آغاز سخن ، از شما بچه هاي خوب مى خواهم و خواهش مى کنم که اين افتخار را به من بدهيد تا از جانب ; شما بچه هاي ايران به همه بچه هاي زمين بگويم : سلام . شما همايش شيرين و باشکوه خود را که آغاز يک ; گفت وگوي سازنده با همه بچه ها و بزرگترهاي زمين است ، با سلام آغاز کرده ايد.

سلام حامل پيام دوستى و محبت است . کوتاه است ، اما گويا و شورانگيزتر آغازگفت وگوي سازنده است و مطمئنا بچه هايى که ; گفت وگوي خود را با بچه هاي ديگر جهان با سلام آغاز کنند، پاسخى دل انگيز و روح بخش خواهند يافت ; وگفت وگوي تمدن ها آغاز يک راه به سوي بهبود زندگى بشر با درس آموزي ازگذشته اي ست که هنوز هم ; ما، ادامه آن را لمس مى کنيم زندگى سرشار ازتبعيض ، از دو رويى ، از زور و حاصل آن جنگ ، دربه دري ; و ويرانى .گفت وگوي تمدن ها مى خواهد پايان اين دوران را اعلام کندو راه تازه اي راآغاز کند. راهى که بايد با همت و تلاش نسل نوپاي اميد بخش به صلح وآشتى بينجامد. زندگى مطلوب زندگى خالى از دروغ تزوير، زور و تبعيض است و مگر نه اين که همه اين ها را فطرت آدمى مى خواهد؟ پس ما، در راه انسانيت گام ; نهاده ايم . کتاب آسمانى و پيامبر عظيم الشان ما گفته اند که انسان صاحب فطرت الهى ست و فطرت الهى سبب ; شده است که انسان با خداسنخيت پيدا کند.

خدا کانون و منشاء و مظهر زيبايى ست ، کانون عدالت ،حکمت ، محبت ، رحمت و شفقت است و وقتى مى گوييم انسان صاحب فطرت الهى ست يعنى انسان ذاتا خواستار خوبى ، زيبايى و دوستى ست وگفت وگوي تمدن ها در واقع آغاز راه شکوفاي فطرت انسانى ست فطرتى ; که در ذات انسان نهفته است و انسان ذاتا عدالت خواه و زيباپسند است . پيامبران بزرگ خدا نيز جز ابلاغ و تذکر به اين امر فطري هيچ رسالتى نداشته اند.بيدارگري انسان براي آنکه به آن چه خود مى خواهند و به ; آن چه خدا به آنهاداده است ، توجه کنند و آن را در درون خود، رشد بدهند. رشد واقعى انسان يعنى رشد فطرت آدمى فطرتى که رو به سوي خير، خوشبختى و عدالت دارد. ; البته کسانى که از اين فطرت دور شده اند و به کج راهه افتاده اند، وقتى که زور و امکانات پيدا کنند، مى کوشند تا مانع شکوفايى فطرت ديگر انسان هابشوند. انسان ها در ذات و گوهر خود برابرند و براي اين که استثمار شوند و درمسير مطامع زورگويان و هوي پرستان قرار بگيرند، بايد از فطرت الهى خود،دور افتند. اگر فطرت انسان خواستار مطلق زيبايى ست ، بدون ترديد اين فطرت در کودکان و نوجوانان شفاف تر و درخشان تر است . به همين دليل است که در کلام و سخن و رفتار بچه ها، کودکان و نوجوانان دوستى ، عشق ،راستى ، حق و عدالت را مى نگريم و گوش دادن به سخن بچه ها گوش دادن به سخن فطرت الهى ست .

گفت وگوي تمدن ها آغاز يک راه به سوي آينده است و اين راه را بايد نسل رو به آينده بپيمايد، بايد نداي ; صلح و گفت وگو رانوجوانان و جوانان و کودکانى سر بدهند که با فطرت انسانى خويش آشناترندو بزرگترها را وادار کنند که به نداي آنان گوش بدهند.خداي را سپاسگزارم که بچه هاي ايران بزرگ ، بچه هايى که داراي سن کم اماجان بزرگ اند اين راه را محکم و زيبا آغاز کرده اند که نمونه آن را در همين ; جمع مى بينيم . در همين ديدار کوتاهى که از نمايشگاه شما کردم ، از طريق گزارش وکارهاي خوب هنري ، ادبى و شعرها و ترانه ها و موسيقى و داستان و مقاله وگفتار شما که به من داده شده است ، خوشبختانه ; آن چه که عرضه شده است ،نشانگر روح بزرگ شماست و شايستگى شما براي ورود به دنيايى که مى خواهيد آن را بسازيد. سه محور اصلى موضوع آثار شما يعنى صلح ،ميراث فرهنگى و محيط زيست ، همگى مهم اند. ميراث فرهنگى ملت هايى مثل ما که داراي تمدنى بزرگ و تاثير گذار در سرنوشت بشر بوده ايم و نيزصاحب ; فرهنگى بسيار غنى و بسيار پربار هستيم ، بسيار مهم است ، زيرا که فرهنگ و تمدن مايه ها و پايه هاي هويت ; ما را ساخته اند. ما، براي اين که بدانيم ، به کجا مى خواهيم برويم ، بايد بدانيم از کجا آمده ايم و سرچشمه حيات ; اجتماعى ما، ميراث فرهنگى و مدنى ماست و بايد با آن ، آشنا بشويم و پايگاه محکمى در اين دنيا پيدا بکنيم ; و بدانيم کيستيم و آن گاه براي پايگاه محکم بينديشيم انديشه در گذشته ، يافتن ريشه هاي اصيل هويت خود درگذشته ، نقد گذشته و بعد شناخت روزگار و رسيدن به مرحله اي که بتوانيم اقتباس کنيم و بگيريم و بر پايه ; اين گذشته و نگاه به آينده راه خود را به سوي آينده باز کنيم و اين ميسر نيست ، مگر با گرامى داشت و احترام به گذشته وميراث فرهنگى خود، با تذکر اين مطلب که ما، امروز زندگى مى کنيم و به سوي فردا نظر داريم .

نگاه ما، به گذشته به معنى بازگشت به گذشته نيست ،بلکه به معنى يافتن ريشه هاي اصيل خود ماست ; يعنى آن چه به ما، هويت وشخصيت مى دهد و در گذشته ريشه دارد و پيدا کردن جاپاي محکم در روزگارخودمان و بعد به کار انداختن آن عنصر اصلى انسانيت وانديشه است وانتخاب ، گزينش و بهره گيري از همه دستاوردهاي مثبتى که بشر ديروز و امروزداشته است و سيرکردن به سوي آينده . بر اين مبنا ميراث فرهنگى به عنوان پايه و اساس گفت وگو گفت و گويى که بايد مشخص کنيم ما کيستيم ; وديگران کيستند و بر آن اساس با آنها گفت وگو کنيم از اهميت فوق العاده اي برخوردار است و همچنين ; صلح ، صلح مطلوب ممتاز همه بشريت در طول تاريخ بوده است . انسان ذاتا از ستيز و درگيري و سختى و درشتى دوري مى کند و از آن پرهيز و نفرت دارد. انسان در ذات خود، به سوي صلح ،مهربانى و محبت ميل ; دارد، اما صلح واقعى ، صلحى پايدار است و درصورتى اين صلح پايدار خواهد بود که بر پايه عدالت استوار باشد. صلحى که در آن ، همه انسان ها محترم باشند و صاحب حق شناخته بشوند و با احترام متقابل به ; همديگر به داد و ستد فکري و اجتماعى بپردازند. اساس گفت وگونيز احترام متقابل طرفين گفت وگو نسبت به ; يکديگر است . گفت وگو هنگامى آغاز مى شود که سلطه گري و سلطه پذيري در همه اشکال آن ، نفى بشود وانسان ها براساس منطق و گفت وگو بنشينند، همديگر را درک بکنند. تبادل نظر بکنند، مشترکات را بجويند و بر پايه اين مشترکات به حل اختلافات بپردازند. احترام متقابل اولين شرط گفت وگوي کارساز است و اين که ; ميان دوانسان و دو ملت چيزي جز منطق و مصلحت انسانى حکم روا نباشد [موجب مى شود که ] اين ; گفت وگو به صلح بينجامد و بنابراين گفت وگويى که موردنظرماست و من به نمايندگى از بچه هاي پرافتخار ميهن مان آغاز آن را به همه جهان اعلام کرده ام و مى کنم گفت وگويى بر پايه احترام متقابل و براي رسيدن ; به صلحى مبتنى بر عدالت است .

سومين محور محيط زيست است ما، در طبيعت و در دامن طبيعت به دنيا مى آييم و در دامن طبيعت زندگى مى کنيم و به دامن طبيعت برمى گرديم . طبيعت به تعبير قرآن گاهواره ; زندگى انسان است و گاهواره جايگاه آرامش و پرورش است در صورتى کودک دردرون گاهواره مى تواند رشد کند که اولا، زمينه هاي رشد او فراهم باشد. ثانيا،احساژ آرامش بکند. طبيعت به تعبير قرآن مهد و گاهواره زندگى انسان است . ما، در طبيعت با طبيعت زندگى مى کنيم و متاسفانه در اثر فزون خواهى و خودبينى انسان روزگار به جاي اين که انسان با طبيعت و در طبيعت زندگى کند، زندگى انسان در مقابل ; طبيعت قرار گرفته است و طبيعت موجود بى جان و بى احساسى تلقى شده است که آدم خودبرتربين هرگونه ; تصرفى در آن مى تواند بکند و طبيعت هوشمند که در دل آن ، انسان خردمند طبيعى برآمده است ، عکس ; العمل نشان داده است و امروز همين طبيعت به سبب تصرف نادرست انسانى در او و به علت اين که ; معروض خودخواهى و فزون طلبى انسان قرار گرفته است ، بلاي جان انسان شده است . امروز محيط زيست ; وتوجه به محيط زيست يکى از مهم ترين مسايل بشر روزگار است و آلودگى وبه هم ريختگى طبيعت و محيط زيست مهم ترين تهديد زندگى انسان است وما، با تکيه بر ميراث فرهنگى خود، بدون اين که دچار ارتجاع شويم و به گذشته برگرديم ، ريشه هاي هويت امروز خودمان را در گذشته پرافتخار خودمى بينيم و بر پايه آن مى انديشيم و راه خود را به سوي آينده انتخاب مى کنيم .راهى که منتهاي آن ، صلح مبتنى بر عدالت ; است و نيز همه بشريت را فرامى خوانيم که بردامن طبيعت و با طبيعت و با احترام به طبيعت و با اهتمام ; به محيط زيست ، گفت وگوي صلح آميز خود را به عنوان سرآغازي براي دنيا بهترآغاز کنند. اين است پيام ; بچه هاي ايران به همه بچه هاي جهان و به همه جهانيان و به نسل هاي آينده اي که بايد ادامه دهنده راه ; پرشکوه آغاز شده گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها باشند و بدون ترديد بشريت به آن آينده خواهد رسيد.

مگر نه اين که در همه اديان و همه مکتب ها دوره طلايى زندگى انسان در آينده است و در مکتب و آيين ما، در اسلام و به خصوص تشيع مساله مهدويت با وضوح بيشتر آن آينده اي که قطعا بشر با آگاهى و اراده خود، به آن ، خواهد رسيد و مبنا و محور آن ، حرمت انسان و عدالت براي انسان است ، فرا خواهد رسيد و درود برشما که هوشيارانه و آگاهانه و مختارانه رسيدن به آن هدف و مقصود را با گام هاي کوتاه ; اما محکم خود، آغاز کرده ايد.از همه شما بگذاريد همان عنوان بچه ها را بگويم از شما بچه هاي بزرگ ، بچه هاي انديشمند و باشور و شعور که با آثار ارزنده خود، اين محيطعقلانى و احساسى ايران را صفا داديد و با اميد به اين که روز به روز برتعدادشما بچه هاي آفريننده و خلاق و روبه آينده افزوده شود و با اميد به اين که صداي رساي شما را همه بچه هاي جهان و همه بزرگترها بشنوند و ازبرگزار کنندگان محترم ; که با تلاش پى گير خويش سبب شدند که اين جريان باشور و قوت تحقق پيدا بکند و ان شاالله ادامه يابد و نمونه و نتيجه فعلى کارآنها اين همايش ارجمند و مکرم بود، سپاسگزارم و همچنين حضور بچه هاي عزيز غير ايرانى ولى همدل با بچه هاي ايران را در اين جمع گرامى مى داريم . خدا يار و نگهدار شما باد.

some photos

قلعه بیرجند!!!…ء
Smart Car,Stupid Owner!!!…
آذربایجان شرقی!!!…ء

مکانیکی داف!!!؟؟؟…ء

یک شعر از برتولت برشت

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند!!!…

هیچ وقت تاریخ رو فراموش نکنید

این نوشته مربوط به 20 فوریه 2008 که در یاهو 360 نوشتم…به عنوان اولین پست و با توجه به اتفاقات اخیر متن رو بدون ویرایش دوباره اینجا میذارم:

دیشب خبر افزوده شدن 100 لیتر بنزین به کارت های سوخت با عنوان » عیدی خودروهای سواری» از خبر 20:30 پخش شد…عنوان خبر(مانند بقیه تیترهای این بخش خبری ) طوری انتخاب شده بود که به بیننده القا کند که باید از این خبر خوشحال بشه و به جان مسئولان امر دعا کند!!!… نمی خوام بازم در مورد اینکه چرا ما که یک کشور هسته ای!،فضایی! و صادر کننده ی نفت هستیم باید بنزین سهمیه بندی داشته باشیم و اینجور چیزا بنویسم؛ فقط اعلام این خبر با این عنوان ،منو یاد اثر بی نظیر جورج اورول، کتاب 1984 انداخت…اگه این کتاب رو نخوندین توصیه می کنم که حتما مطالعه کنین، فکر می کنم جورج اورول یه جورایی پیشگو بوده فقط به جای 1984 باید اسم اثرشو می ذاشت 1384(سال انتخاب دکتر احمدی نژاد!!!…)

در قسمت هایی از این کتاب ، مردم اقیانوسیه که شخصیت اول کتاب (اسمیت) در آنجا زندگی می کند، به دلیل شنیدن خبر زیاد شدن ظاهری سهمیه ی شکلات یا اقلام دیگر ابراز خوشحالی و از حزب تشکر می کنند!!!… اسمیت بارها با مراجعه به ذهن خودش روزهایی رو به یاد می آره که خبری از سهمیه بندی تیغ و شکلات و جین و دیگر چیزها نبوده ولی از اونجایی که خوشحالی بقیه افراد رو می بینه فکر می کنه که دچار توهم شده و از اونجایی که سزای مجرم اندیشه، مرگه، از یادآوری خاطراتش جلوگیری می کنه!!!…هیچ وقت تاریخ رو فراموش نکنید

در تمام داستان «تله اسکرین»ها در حال پخش آماری هستند که مردم چیزی از اونها نمی فهمند وگهگاهی با خوشحالی یه نفر از آمار،بقیه هم ابرازخوشحالی می کنند(با وزرا و سخنگوهای دولتی مقایسه کنین!!!…) لباس های مردم شبیه یکدیگره، پلیس اندیشه وجود داره…بقیه ی شباهت ها رو خودتون بخونید جالب تره!!!…

اگرکتاب رو نخوندید باز هم توصیه می کنم که بخونید، خودم هم میرم دوباره بخونم، به نظرم به وضعیت امروز ما خیلی نزدیکه… تا بعد