١)
با اينكه ١ ماه و نيم بيشتر تا كنكور نمونده، اومدن همون دوست ١٢ ساله از آلمان باعث شد كه امروز با هم بريم به ديدن معلم كلاس پنجم دبستانمون آقاي عمومي عزيز كه امروز گفت از اون كلاس تنها كسي كه گاهي اس ام اسي ميده منم!!!…يه جوان ٢٣ ساله بود اون دوران كه واقعا خيلي تاثير گذاشت تو آينده ي من تا به امروز و قطعا در ادامه ي مسير خواهد گذاشت…در فرشته بودن اين بشر هرچي بنويسم كمه و شما هم باور نخواهيد كرد و به حساب ارادت شاگردي ميذاريد حتما ولي واقعا نمونه بود…معلمي كه تا تاريكيه هوا، اضافه ميموند تو مدرسه تا به شاگرداش مجاني بيشتر درس بده و اونا رو آماده ي امتحانات ورودي مقطع راهنمايي كنه يا حتي بعضي روزا فقط براي بازي اضافه ميموند تو مدرسه و بعد هم تك تك اون بچه هاي شلوغ و تخس رو با رنو ٥ اش به خونه ميرسوند تا فردا دوباره برگردن سر كلاس و به نسبت درسي كه خوندن جايزه يا خط كش كف دست بگيرن، با اينكه خط كش رو به صورت جدي نخوردم ولي مطمئنم اون بچه هايي كه جدي تنبيه ميشدن هم اذعان دارن كه معلم نمونه ايه اين آدم!!!:)…
آخر سال هم وقتي براي جشن فارغ التحصيلي تو كلاسي كه وسط سال به اون ملحق شدم (بدليل اسباب كشي به محل جديد) نقش اول نمايش جلوي اوليا رو به من داد و هيچكدوم از بچه هايي كه حالا با اونا دوست بودم ناراحت نشدن، فهميدم كه اين آدم يه مربي خوب هم هست!!!…فيلم اون جشن رو هم دارم هنوز كه بعد از كنكور بايد تبديل به لوح فشردش كنم حتما!!!…
خلاصه امروز با رفتن سر كلاس پنجم دبستان و ديدن بچه هايي كه گفتن اون موقعي كه شما شاگرد آقاي عمومي بودين، ما بدنيا نيومده بوديم (!) كلي حس جالب پيدا كردم كه توصيه ميكنم شما هم اگه ميتونين از اين حركات بكنيد، ديدن چهره ي خوشحال معلمتون جلوي شاگرداي جديدش، خوشحاليتون رو بيشتر ميكنه!!!…

٢)
ديروز تولد ز. بود، نشد غافلگيرش كنيم و اميدوارم پُست استعفا از بلاگنويسيش ربطي به بيمعرفتي ما كه نتونستيم يه برنامه ي خوب تدارك ببينيم نداشته باشه!!!…
بده وقتي افراد دارن ميرن، راههاي ارتباطيشون باهت هم كم بشه!!!:(…اين اتفاق يه سال و نيم پيش وقتي براي يه عزيزي اون سر دنيا كامنت گذاشتم رو بلاگش و بلاگش رو بست خيلي ناراحتم كرد و خيلي از خواننده هاش نفهميدن كه اين كارش بخاطر از بين رفتن فضاي خصوصي اون فرد توسط يكي از اعضاي خانواده بوده!!!…اين فضوليم رو هيچوقت نميبخشم!!!:(…اميدوارم توسط اون عزيزم ببخشيده شم!!!…

پ.ن.:
اين روزا سعي ميكنم درس بخونم!!!…